تنهایی، سکوت عشق
این مقاله هم به جای مقاله ی مربوط به موضوع تز که باید میخواندم. در چهار قسمت است.با عنوان "تنهایی و سکوت عشق" از استاد مصطفی ملکیان ( 1 و2 و 3 و 4)
بد نیست. ایراد دارد به نظر من. از این جهت به خودم اجازه میدهم که بگویم ایراد دارد که هرکس در ساحت شخصی بخشی از آنچه گفته شده را تجربه و به محاسن و آفات آن وقوف پیدا میکند. مثلا: علت تشدید احساسات و مریضی در شب فقط آنچه ایشان میگوید نیست، بلکه تغییرات فیزیولژیک و افزایش هرمون ریزی ها هم دخیل است. از آفات تنهایی هم همین بس که افراد درگیر افکار ملیخولیایی میشوند و قضاوت متوسط دیگران را در مورد خود از دست میدهند. سوال جدی که برای من مدت هاست ایجاد شده این است که برای فارغ شدن از این احساس ترس و نگرانی و اضطراب چه فرقی بین روش های معنوی گفته شده با گناه کردن و درگیر دنیا شدن وجود دارد. سال گذشته به مناسبتی در حسینیه ارشاد همین را از آقای محمد مجتهد هم سوال کردم و ایشان گفتند این برتری در این گفتار پاسخ داده نمیشود و از این زاویه کارکرد گناه و معنویت یکی است(من اینگونه برداشت کردم حداقل)
به هر صورت. توصیه میکنم بخوانید.
0 نظرات:
ارسال يک نظر