چند نکته درباره ی قصاص اسیدپاشی
1- در هر مجازاتی سه وجه مد نظر است: تشفی خاطر شاکی، تنبیه متهم و رضایت جامعه . البته از آنجا که در جامعه ی دموکراتیک اعمال مجازات به پشتوانه ی جامعه انجام می گیرد، در دو وجه اول هم باید رضایت جامعه حاصل شود. مثلا یک دادگاه فرانسوی فی البداهه هیچ تمایلی ندارد اقدام به تشفی خاطر شاکی و تنبیه محکوم غیر فرانسوی کند که درگیر یک ماجرای قتل در خارج سرزمینش بوده اند. در چنین جامعه ای ارضاء شاکی و نیز متهم به این دلیل مهم است که هر فرد می تواند بعدا در هر یک از این دو مقام قرار بگیرد. آنچه در ماجرای اسیدپاشی اخیر اتفاق افتاده تاکید بیش از حد جریان روشنفکری بر حقوق محکوم است. این تاکید را می توان اینگونه تحلیل کرد:- بیشتر این امکان وجود دارد که روشنفکر ایرانی در مقام محکوم دستگاه دادگستری جمهوری اسلامی قرار بگیرد تا در مقام شاکی مراجعه کننده به آن. در نتیجه سست کردن این دستگاه نهایتا برای او مطلوبیت دارد. به عبارت بهتر این جریان نسبت به دستگاه دادگستری در ایران کینه دارد و سعی می کند همه ی احکام آن را به شکی زیر سوال ببرد. همچنین می توان فرض کرد که جریان روشنفکری ایرانی بخاطر دفاع از محکومان سیاسی، عادت به دفاع از متهم و محکوم از هر نوع کرده است.
- جریان روشنفکری ایرانی تا حدود زیادی چپ است. در نتیجه اصولا مالکیت و حقوق فردی را در نظر نمی گیرد و حقی برای شاکی این پرونده از این بابت که اکنون مالک سلامتی چشم و صورت محکوم است قائل نیست.
- جریان روشنفکری ایرانی عملگرا نیست، بلکه شاعر است. می توان یک شعر را نقد کرد بدون آنکه بجایش شعری آورد. اما نمی توان یک حکم اجرایی عملگرایانه را نقد کرد بی آنکه برایش بدیل ارائه داد (عملکرد بد یک فرد در مقام اجرا می توانسته بهترین حالت ممکن واقعی بوده باشد. وقتی شما عملکرد او را بی ارائه ی بدیل نقد می کنید در واقع یا دارید او را به عملی بدتر دعوت می کنید یا به بی عملی، که شری بزرگتر است). از خوشبختی های روشنفکر ایرانی این است که ناکجایی را می شناسد بنام غرب که می تواند همه ی خواسته های نپخته اش در باره ی یک موضوع را به آنجا نسبت بدهد بدون اینکه بداند دقیقا در غرب با آن موضوع چگونه رفتار می کنند.
- جریان روشنفکری ایرانی فاصله زیادی با قدرت دارد. در نتیجه نگران نیست تصمیم گیری را که جز جدایی ناپذیر قدرت است نقد کند و چیزهایی بگوید که بعدا گریبان خودش را در مقام قدرت خواهد گرفت.
- جریان روشنفکری ایرانی نان خور دستگاه حقوق بشری بین المللی است (فقط برای توضیح این را می گویم. واگرنه به گمان من فی البداهه هیچ اشکال اساسی در نان خور بیگانه بودن وجود ندارد. بخصوص که هدف خیر مشترکی وجود داشته باشد که به محض حصول؛ راه ها از هم جدا شود)ـ
2- این نکته قابل توجه است که عمده ی موافقین اجرای حکم از منظر دفع یک شر اجتماعی خواهان اجرای آن هستند. ندیده ام کسی جایی گفته باشد حق این آدم است پس باید به جا آورده شود، هرچند سنگدلانه، هرچند خلاف منافع جامعه، هرچند خلاف حقوق بشر. حقوق پایه ای (چیزی شبیه مالکیت فردی) فرد گویا اصلا مطرح نیست.
3- جدای از جریان روشنفکری، اینکه در میان عامه اکثریت آقایان در مقام دفاع از محکوم و اکثریت خانم ها در مقام دفاع از شاکی قرار گرفته اند می تواند برملا کننده ی یک ناخودآگاه باشد. اینطور که آقایان خودشان را در مقام اسیدپاش می بینند و خانم ها خودشان را در مقام اسیدپاشیده شده!
4- نکته ی آخر اینکه: کسانی که با الگوبرداری از غرب حبس ابد را به عنوان مجازات جنایت در ایران پیشنهاد میکنند تفاوت های زندگی در ایران و غرب را در نظر نمی گیرند. از دست دادن جامعه ی سرزنده و پرلذت غرب حقیقتا برای یک فرد مجازات محسوب می شود. در حالی که برای یک مجرم ایرانی زندان رفتن چیزی بیشتر از رفتن از یک جای بد به یک جای بدتر نیست. در ایران وجود دارند دزدانی که در نزدیکی فصل سرما به این دلیل که جای خواب و خوراک مناسب ندارند اقدام به دزدی هدفمند با دوره ی محکومیت مشخص می کنند تا دوره ی سرما را از سر بگذرانند. بر ای اینکه ملموس تر بی فایده بودن حبس ابد را درک کنید، فرض کنید به دلیلی تمایل به انتقام گرفتن ولو جنایی از یک فرد دارید. اگر مجازات مفروض اعدام، اسیدپاشی یا کور شدن باشد بیشتر جرات انتقام گرفتن دارید یا مجازات مفروض حبس ابد باشد؟
3 نظرات:
eli:
ترس من از اینه که این مرد بود از اسید ریزی تو چشمش برگرده و یه جور وحشتناک تری انتقام از این خانواده بگیره، خوب اگه بره حبس ابد بدون بخشش ، امنیت اونا تامین میشه.
علیرضا:
خیلی به روشن فکرها توپیدی که این متعصب بودن تو رو نشون می ده
تنها دلیل قشنگی که اوردی دلیل اخرت بود که جای تامل داره
تأثیر جهان بینی ها در تفکرات اینجا نمود پیدا می کنه. حالا چه بخواهی یا نه! اهداف یک مجازات شاید به آن سه وجهی که حضرت عالی ذکر نموده اید محدود نباشد! کسی که وجود خدا را به عنوان خالق می پذیرد و حکم او را در مجازات ها لحاظ می کند وجه دیگری را پذیرفته که بر پایه این اعتقاد است که خالق بر آفرینش و نیازهای مخلوق آگاه تر است و البته حنبه های دیگری از مجازات را از جمله رابطه مخلوق و خالق در نظر دارد. حال اگر شما می خواهید بدون خدا زندگی کنید حرف دیگری است
ارسال يک نظر